اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک
در آستانه ايام فاطميه؛ سايت خبري تحليلي «سلام
شيعه» بدون تذكر قبلي فيلتر گرديد! اين بقية الله؟
|
|
| 27 فروردين 1389,ساعت 14:24:43 | ||||||
|
مراحل و کیفیت سیر الی الله 1 ـ ترک عادات و رسوم؛
که مردمی پیوسته غرق در مراسم اجتماعیه هستند و فکر و ذکرشان دوست یابی است و برای
حفظ حاشیه، از متن زندگی عقب افتادهاند. 2 ـ عزم؛ که سالک از
طرف مردم مورد سرزنش و تمسخر قرار می گیرد که باید ایستادگی کند و با اراده به راه
خود ادامه دهد. 3 ـ رفق و مدارا؛ سالک
وقتی مشغول عبادت می شود با آنکه هنوز میل و رغبت دارد دست از عمل بکشد، تا میل و
رغبت در او باقی ماند و همیشه تشنه عبادت باشد. بر خود سنگین و سخت نگیرد تا دلزده
نشود و راه را نیمه رها نکند. 4 ـ وفا؛ به آنچه توبه
کرده و به آنچه عهد بسته است. 5 ـ ثبات و دوام؛ که
سالک در سایه عبودیت باید قشر نفس و عقل را کنار زند و با عقل پاک و نفس روشن حقایق
عالیه را در همین دنیای مادی ببیند. سالک باید بواسطه تکرار هر عملی، حظ روحانی و
ایمانی خود را از آن عمل دریافت کند و تا این معنا برای او حاصل نشود دست از عمل
نکشد. پس سالک باید عملی انتخاب کند که مطابق استعداد اوست؛ زیرا اگر ترک کند در
وسط عمل، حقیقت آن عمل به مخاصمه برمی خیزد و به جای روشنی ای که قرار بود در
انتهای عمل بدست آید، تاریکی جای آن را می گیرد. 6 ـ مراقبه؛ سالک در
جمیع احوال مواظب باشد تا از آنچه وظیفه اوست تخطی نکند. البته مراقبه به اختلاف
درجات تفاوت می کند؛ در ابتدای راه مراقبه یعنی اینکه سالک از آنچه به درد دنیا و
دین او نمی خورد اجتناب کند. گاهی مراقبه یعنی سکوت، گاهی به معنای توجه به نفس و به
معانی دیگر است. مراقبه به منزله سنگ بناست که ذکر و ورد و فکر بر آن نهاده شده
است. مراقبه مثل پرهیز از غذای نامناسب برای مریض است و ذکر و فکر و ورد مثل
داروست. 7 ـ محاسبه؛ در شبانه
روز وقتی را معین کند برای حسابرسی، که اگر تخلف کرده بود استغفار کند و اگر خلافی
نکرده بود شکر کند. 8 ـ مواخذه؛ وقتی سالک
دید در نفس خود خیانتی صورت داده، به هر صورت که خود می داند نفس را تادیب کند. 9 ـ مسارعت؛ که سالک
به آنچه عزم کرده به سرعت عمل کند، تا آفتی نیامده عمل را به نحو احسن به انجام
رسانده باشد. 10 ـ ارادت؛ سالک باید
به صاحب شریعت و خلفای آن ارادت و اخلاص کامل داشته باشد، و به طور اعم به تمامی
موجودات خالق، چه انسان و چه غیرانسان، در درجه خودشان، محبت و شفقت نشان دهد. (اگر غلبه در سالک
ارادت و محبت باشد به او خراباتی گویند، مثل مرحوم قاضی. و اگر غلبه در سالک خوف و
ترس باشد به او مناجاتی گویند، مثل مرحوم ملکی تبریزی). 11 ـ ادب؛ سالک در
مقابل الله و خلفای آن باید حریم نگهدارد و از حد خود نگذرد، و در تمام حالات و
سکنات خود را در محضر الله تعالی ببیند، و ادب و کوچکی را سرلوحه خود کند. 12 ـ نیت؛ سالک منظوری
از سلوک نداشته باشد جز نفس سلوک و فناء در ذات احدیت. 13 ـ صمت؛ سکوت و صمت یعنی
حفظ لسان از تکلم به قدر زائد بر ضرورت و به اقل مایمکن. 14 ـ جوع؛ گرسنگی و
جوع به اندازه ای که باعث ضعف نگردد، زیرا گرسنگی موجب سبکی و نورانیت نفس می گردد. 15 ـ خلوت؛ که دو گونه
است: الف ـ خلوت عام: کناره گیری و عزلت از غیر اهل الله، خصوصا از مردمان عوام ضعیف
العقل. ب ـ خلوت خاص: دوری از جمیع مردم، دوری از غوغا و ازدحام، در مکانی پاک و
طاهر و کوچک به دور زا زخارف دنیوی. 16 ـ سحر؛ بیداری در
سحرگاه، به قدری که برای سالک مقدور باشد. 17 ـ دوام بر طهارت. 18 ـ مبالغه در تضرع و
بکاء. 19 ـ احتراز از لذائذ
به قدر توان. 20 ـ کتمان سر؛ چه در
اوراد و اذکار، و چه در مکاشفات و حالات. 21 ـ شیخ و استاد؛ که
دو نوع است: الف ـ استاد عام: از باب رجوع به اهل خبره، که بعد از رسیدن سالک به
مشاهدات و تجلیات ذاتیه، دیگر همراهی با استاد لزومی ندارد. البته استاد عام
شناخته نمی شود مگر با مصاحبت و مراقبت و اینکه در او تجلیات ذاتیه و ربانیه پیدا
شود، یعنی ذات حق در استاد تجلی نماید و به کلی خود را گم کرده باشد و اثری در
عالم وجود، از خود نیابد. بنابر این به مجرد خرق عادت و اطلاع از غیب و طی الارض و...
نمی شود پی به حقانیت استاد برد، که اینها همه در مرتبه مکاشفه روحیه است و اینجا
تا سرحد تجلیات ذاتیه راه بسیار است. ب : استاد
خاص: رسول الله و ائمه معصومین هستند، که تا آخر همراهی با این بزرگواران لازم است. 22 ـ ورد؛ اذکار لسانی
و کیفیت و کمیت آن که منوط به نظر استاد است. گاهی یک ذکر دلیل بر کثرت باری تعالی
است و ذکر دیگر توجه به وحدت الله تبارک می دهد، که این دو هم را خنثی می کنند، و
نتیجه حاصل نمی شود. 23 ـ نفی خواطر؛ تسخیر
قلب و حکومت بر آن، به طوری که سخنی نگوید و عملی انجام ندهد مگر به اذن و اختیار
صاحب قلب. برای نفی خواطر سالک باید دو کار انجام دهد: الف ـ مراقبه کند، و مراقبه در اینجا یعنی اجتناب از
محرمات، اتیان واجبات، اجتناب از لهو و لعب، عمل به رضای حق، اذعان به حضور الله
در همه جا و همه وقت، مشاهده جمال الهی. ب ـ توجه به نفس کند بواسطه یکی از اعمال
عبادیه مثل خواندن قرآن یا توسل به سیدالشهداء. سالک در اثر مراقبه و
توجه به نفس، چهار عالم برایش کشف می شود: توحید افعال (تمامی افعال و کارها با
منشایت الله تعالی رخ می دهد)، توحید صفات (سمع و بصر و... مستند به اوست)، توحید
اسماء (عالم و حی و قادر و... خداوند است و سالک عالمیت خود را عالمیت الله تعالی ادراک
می کند) و توحید ذات (سالک خود را گم می پندارد و وجودی جز خداوند نمی بیند. که
عرفاء این توحید را عنقاء و سیمرغ می نامند چون دست نایافتنی است). 24 ـ ذکر. 25 ـ فکر. به قلم: سید محمد ناظم
زاده؛ برگرفته از درسهای اخلاق علامه
طباطبایی
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4.6 |
||||||
