یا صاحب الزمان...

  • Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Auto width resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • red color
  • default color
  • green color

اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک


در آستانه ايام فاطميه؛ سايت خبري تحليلي «سلام شيعه» بدون تذكر قبلي فيلتر گرديد! اين بقية الله؟

 به روز رسانی :جمعه 27 فروردين 1389

اناری که حقانیت شیعه را اثبات کرد چاپ ايميل
01 دي 1387,ساعت 17:28:58
جمعی از موثقین نقل کردند: « مدتی بحرین تحت نفوذ خارجیان بود. آنها مردی از مسلمانان را حاکم بحرین کردند تا شاید به علت حکومت کردن شخصی مسلمان، آنجا آبادتر شود و به حالشان مفیدتر واقع گردد. آن حاکم از ناصبیان (کسانی که با اهل بیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم دشمنی می ورزیدند) بود.



اناری که حقانیت شیعه را اثبات کرد

او وزیری داشت که در عداوت و دشمنی از خودش شدید تر بود و پیوسته نسبت به اهل بحرین، به خاطر محبتشان به اهل بیت رسالت علیهم السلام دشمنی می نمود و همیشه به فکر حیله و مکر برای کشتن و ضرر رساندن به آنها بود.

روزی وزیر بر حاکم وارد شد و اناری که در دست داشت به حاکم داد. حاکم وقتی دقت کرد، دید بر آن انار این جملات نوشته شده است:

"لا اله الله محمد رسول الله و ابوبکر و عمر و عثمان و علی خلفاء رسول الله"

 

این نوشته بر پوست انار بود؛ نه آن که کسی با دست نوشته باشد. حاکم از این امر تعجب کرد و به وزیر گفت: این انار نشانه ای روشن و دلیلی قوی بر ابطال مذهب رافضه (نام شیعیان در نزد اهل سنت) است. حال نظر تو درباره اهل بحرین چیست؟

 

وزیر گفت: اینها جمعی متعصب هستند که دلیل و براهین را انکار می کنند؛ سزاوار است ایشان را حاضر کنی و انار را به آنها نشان دهی. اگر قبول کردند و از مذهب خود دست کشیدند، برای تو ثواب و اجر اخروی عظیمی خواهد داشت و اگر از برگشتند و سرباز زدند و بر گمراهی خود باقی ماندند، یکی از سه کار را با آنها انجام بده:

یا با ذلت جزیه بدهند، یا جوابی بیاورند ـ اگر چه جوابی ندارند ـ یا آن که مردان ایشان را بکش و زنان و اولادشان را اسیر کن و اموال آنها را به غنیمت بردار.

 

حاکم نظر وزیر را تحسین نمود و به دنبال علماء و دانشمندان و نیکان شیعه فرستاد و ایشان را حاضر کرد. انار را به آنها نشان داد و گفت: اگر جواب کافی در این زمینه نیاوردید، مردان شما را می کشم و زنان و فرزندانتان را اسیر می کنم و یا آن که باید جزیه بدهید.

 

وقتی شیعیان این مطالب را شنیدند، متحیر گشته و جوابی نداشتند، لذا رنگ چهره هایشان تغییر کرد و بدنشان به لرزه درآمد، با این حال گفتند: ای امیر سه روز به ما مهلت بده، شاید جوابی بیاوریم که تو به آن راضی شوی. اگر نیاوردیم، آنچه را می خواهی، انجام بده. حاکم هم تا سه روز ایشان را مهلت داد.

 

آنها از نزد او خارج شدند و در مجلسی جمع شدند تا شاید راه حلی پیدا کنند. در آن مجلس بر این موضوع نظر دادند که از صلحاء بحرین ده نفر را انتخاب کنند. این کار را انجام دادند. آنگاه از بین ده نفر، سه نفر را انتخاب نمودند. بعد به یکی از آن سه نفر گفتند: تو امشب به طرف صحرا برو و خدا را عبادت کن و به امام زمان حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف استغاثه نما، که او حجت خداوند عالم و امام زمان ما است. شاید آن حضرت راه چاره را به تو نشان دهند.

 

آن مرد از شهر خارج شد و تمام شب، خدا را عبادت کرد و گریه و تضرع نمود و او را خواند و به حضرت صاحب الامر علیه السلام استغاثه نمود تا صبح شد؛ ولی چیزی ندید. به نزد شیعیان آمد و ایشان را خبر داد. شب دوم دیگری را فرستادند. او هم مثل نفر اول، تمام شب را دعا و تضرع نمود اما چیزی ندید؛ و برگشت؛ لذا ترس و اضطرابشان زیادتر شد.

 

سومی را احضار کردند. او مردی پرهیزگار به نام محمد بن عیسی بود. شب سوم با سر و پای برهنه به صحرا رفت. آن شب، شبی بسیار تاریک بود. ایشان به دعا و گریه مشغول و به حق تعالی متوسل گردید و درخواست کرد که آن بلا و مصیبت را از سر مؤمنین رفع کند و به حضرت صاحب الامر علیه السلام استغاثه نمود.

 

وقتی آخر شب شد، شنید که مردی با او صحبت می کند و می گوید:

« ای محمد بن عیسی چرا تو را به این حال می بینم؟ و چرا به این بیابان آمده ای؟»

گفت: ای مرد مرا رها کن، که برای امر عظیمی بیرون آمده ام و آن را جز به امام خود، نمی گویم و جز نزد کسی که قدرت بر رفع آن داشته باشد، شکایت نمی کنم.

 

فرمود: « ای محمد بن عیسی، من صاحب الامر هستم، حاجت خود را ذکر کن. »

 

محمد بن عیسی گفت: اگر تو صاحب الامری، قصه ام را می دانی و احتیاج به گفتن من نیست.

 

فرمود: بلی، راست می گویی. تو به خاطر بلایی که در خصوص آن انار بر شما وارد شده است و آن تهدیداتی که حاکم نسبت به شما انجام داده، به این جا آمده ای.

 

محمد بن عیسی می گوید: وقتی این سخنان را شنیدم، متوجه آن طرفی شدم که صدا می آمد. عرض کردم: بلی، ای مولای من. تو می دانی که چه بلایی به ما وارد شده است. تویی امام و پناهگاه ما و تو قدرت برطرف کردن آن بلا را داری.

 

حضرت فرمودند:

« ای محمد بن عیسی، در خانه وزیر لعنة الله درخت اناری هست. وقتی که آن درخت بار گرفت، او از گِل، قالب اناری ساخت و آن را به دو نیم کرد. در میان هر یک از آن دو نیمه، بعضی از آن مطالبی که الان روی انار هست نوشت. در آن وقت انار هنوز کوچک بود؛ لذا همان طوری که بر درخت بود، آن را در میان قالب گِل گذاشت و بست. انار در میان قالب، بزرگ شد و اثر نوشته در آن ماند و به این صورت که الان هست درآمد.

 

حال صبح که به نزد حاکم می روید، به او بگو من جواب را با خود آورده ام؛ ولی نمی گویم مگر در خانه وزیر.

وقتی که وارد خانه وزیر شدی، در طرف راست خود، اتاقی خواهی دید. به حاکم بگو، جواب را جز در آن اتاق نمی گویم؛ در این جا وزیر می خواهد از وارد شدن تو به آن اتاق ممانعت کند؛ ولی تو اصرار کن که به اتاق بروی و نگذار که وزیر تنها و زودتر داخل شود؛ یعنی تو اول داخل شو.

 

در آن جا طاقچه ای خواهی دید که کیسه سفیدی روی آن هست. کیسه را باز کن. در آن کیسه قالبی گِلی هست که آن ملعون (وزیر) نیرنگش را با آن انجام داده است. آن انار را در حضور حاکم در قالب بگذار تا حیله وزیر معلوم شود.

ای محمد بن عیسی، علامت دیگر این که، به حاکم بگو معجزه دیگر ما آن است که وقتی انار را بشکنید غیر از دود و خاکستر چیزی در آن مشاهده نخواهید کرد، و بگو اگر می خواهید صدق این گفته معلوم شود، به وزیر امر کنید که در حضور مردم انار را بشکند.

 

وقتی این کار را کرد آن خاکستر و دود بر صورت وریش وزیر خواهد نشست. »

محمد بن عیسی وقتی این سخن را از امام مهربان و فریادرس درماندگان شنید، بسیار شاد شد و در مقابل حضرت زمین را بوسید، و با شادی و سرور به سوی شیعیان بازگشت.

 

صبح به نزد حاکم رفتند و محمد بن عیسی آنچه را که امام علیه السلام به او امر فرموده بودند، انجام داد و آن معجزاتی که حضرت به آنها خبر داده بودند، ظاهر شد.

 

حاکم رو به محمد بن عیسی کرد و گفت: این مطالب را چه کسی به تو خبر داده است؟

گفت: امام زمان و حجت خدا بر ما.

 

گفت: امام شما کیست؟ او هم ائمه علیهم السلام را یکی پس از دیگری نام برد، تا آن که به حضرت صاحب الامر علیه السلام رسید.

 

حاکم گفت: دست دراز کن تا با تو بر این مذهب بیت کنم: گواهی می دهم که نیست خدایی جز خداوند یگانه و گواهی می دهم که محمد صلی الله و علیه و آله و سلم بنده و رسول اوست و گواهی می دهم که خلیفه بلافصل آن حضرت، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است.

 

بعد هم به هر یک از امامان دوازده گانه اقرار نمود و ایمان آورد. سپس دستور قتل وزیر را صادر کرد و از اهل بحرین عذرخواهی نمود.

 

این قضیه و قبر محمد بن عیسی نزد اهل بحرین مشهور است و مردم او را زیارت می کنند. »

 

ذکر شده که محمدبن عیسی از حضرت صاحب الامر(عج) پرسیده بود که چرا شما که قصد کمک به ما را داشتی اینقدر آنرا به تاخیر انداختید و چرا در همان شب اول به کمک ما نیامدید؟و حضرت فرموده بودند:

 

این ناشی از سستی اعتقاد شماست که از حاکم سه روز مهلت خواستید و اگر ایمان داشتید که با همان اولین بار مدد خواستن از من نتیجه می گیرید ،در همان شب اول پاسختان را می دادم!

منبع: موعود




  نظرات (15)
نوشته شده توسط سحر, روشن 25 شهريور 1388,ساعت 22:40:59
معلم وقتی کلاس درسش را برای مدتی ترک می کند یک نماینده از دانش آموزان تعیین می کند که کلاس را اداره کند .حال یک جامعه اسلامی با رحلت پیامبر نیاز به اداره کننده ندارد که توسط خود پیامبر ووحی خدای سبحان انتخاب و برگزیده شده ایت.ولا رطب ولا یابس الا فی کتاب مبین.. هیچ تروخشکی نیست الا که دراین کتاب مبین آمده است آیا اداره جامعه اسلامی جزء این تروخشک نیست.اگر قرار بود بر سر هر اختلاقی دنبال آیه آن بگردیم که کتاب قرآن تا آسمان ها صفحه لازم داشت ومعجزه بودن قرآن هم یعنی همین.پس عقل انسان به چه کار می آید که خیلی راحت وبدون سواد کافی بگوییم مساله جانشینی پیامبر یک امر پیش پا افتاده است واین نهایت یک جهالت عمیق است یا عمدی یا سهوی است
نوشته شده توسط رامین مرادپور, روشن 17 شهريور 1388,ساعت 16:07:58
بیخود خودتان را باراین بحث ها گول نزنید.شیعه وسنی هر جفتشان کافرند.به این دلیل که سر مسئله ی پیش پا افتاده ی جانشینی پیغمبر کی اصلا در قرآن صراحتا و مکررا تاکید نشده به جان یکدیگر می افتند.خدا چندین بار در قرآن گفته که فرقه فرقه نشوید ولی مسلمان های ... فرقه فرقه شدند.
نوشته شده توسط 70, روشن 15 شهريور 1388,ساعت 10:19:27
اگر برای شما امکان داره کتاب یا روایت این موضوع را کامل بیان کنید.
نوشته شده توسط غلام حیدرامیری, روشن 12 شهريور 1388,ساعت 21:10:10
به نظرمن مذهب تشییع پاک ترین مذهب دردین اسلام است وهیچ جای شک هم نیست وماضرورت هم نداریم که به شراب خوران وعیاشان وظالمان مانند ابوسفیان ومعاویه وپسرش یزید ملعون خلیفه مسلیمن بگوئیم وضرورت هم نداریم که یک مذهب دروغین بنام وهابیت بسازیم تاآله دست صهیونیست هاوغربی هاقراربگیریم . خجالت آوراست که کشتن یک عده مسلمانان بی گناه رابنام شیعه درسراسرجهان دردستورکارشان قرارداده اند . تاباشد که تملق وچاپلوسی برای غربی ها وصهیونیست ها کرده باشند وآنان نیز ازحکومت های فاسد شان درکشورهای عربی حمایت کنند . مذهب تشییع ناب ترین ومنزه ترین مذهب دردین اسلام است . این راهمه دشمنان ماچه درعربستان چه درعراق چه دربحرین وچه دریمن چه درپاکستان وچه درافغانستان باید خوب بدانند . باتشکرغلام حیدرامیری ازشهرمزارشریف افغانستان
نوشته شده توسط محمدرضا, روشن 09 تير 1388,ساعت 16:54:49
برادران سنی عزیز ازاین بیشتر آتش فتنه را برافروخته نکنید علمای ما بارها درجلسات مثل شبکه المستقله وجاهای دیگر باشما بحث کرده اندوبادلایل علمی وفقهی وعقلی شیعه رااثبات کرده اندودرآخربخاطر لجبازی علما ی سنی آنها رادعوت به مباهله نموده اند تا اثبات حقانیت شود آیه مباهله که درقرآن هست پس جای حرف وحدیث ویاوه گویی همچون افراد جاهل نمی ماند آخرش بروحرم امام رضا وبگو ای امام اگر شما برحقی مراهلاک کن واگرنمی توانید - راه سنی خودم را ادامه میدهم- آیا برادر عزیزسنی چنین جراتی داری - یاعلی خدا به همراهت . وحدت بین برادران شیعه وسنی وزندگی مسالمت آمیزحرف اول وآخرماست. والسلام
نوشته شده توسط ف.ص, روشن 20 خرداد 1388,ساعت 22:23:13
من اسم پسرم را كه مثل چشمهايم است محمد مهدي گذاشتم به عشق آقا و هميشه در حقش دعا ميكنم كه آقا امام زمان به عنوان سربازش قبولش كنه.انشالله.شما هم دعا كنيد.تاريخ 
تولدش1387/06/10مصادف با 29 شعبان است
نوشته شده توسط حسین, روشن 01 اسفند 1387,ساعت 13:55:33
سلام :  
آقای که نقد بی ادبانه میکنی البته هر چیزی که شما نمی بینی دلیل بر نبودن نیست اگر اینجوری بود که ندیده ها حساب نیستند تو هم عقل نداری این عقلی که تو مدعی ان هستی را نشان بده تا ما هم ببینم اگر بود چی ؟ 
در پایان مطالبت روشن کردی خدا به ما عقل بده که امیدوارم دعایت در حق ما مستجاب بشه . ولی گفتی خدا به تو پول بده خدا نکنه چنین روز ی در بیاد چون تو با این اندیشه متعصب و خرابت خودت را نابود خواهی کرد و خدای نکرده یکم روزی هم منکر وجود خدا خواهی شد اقای عاقل یک کمی اندیشه خوب است اگر بازیگر نیستی .
نوشته شده توسط عبدالله, روشن 28 بهمن 1387,ساعت 10:53:29
خدایا برسان مهدی را.............................
نوشته شده توسط محمد, روشن 22 بهمن 1387,ساعت 10:49:17
خدا به شما عقل دهد. گیرم که چنین اناری هم بوده ، آیا این دلیل حقانیت می شود؟ این چه دینی است که با انار ثابت می شود؟ وای بر کسی که دین خود را به خاطر چنین اناری تغییر داده است. آیا اگر فردا یک مسیحی هم در باره یک انار چنین ادعایی مطرح کند آیا شما مسیحی می شوید؟!!!
نوشته شده توسط دوست, روشن 20 بهمن 1387,ساعت 23:35:23
ای کامران جان ای عزیزم یاوه چیست آیا دلیلی بر وجود تو هست آیا من تو را باور کنم اگر انسانی بدان که خدا همیشه حاضر و ناضر است و زمین از حجت خدا خالی نمی ماند من از تو التماس دعا دارم
نوشته شده توسط مهدی, روشن 01 بهمن 1387,ساعت 03:03:49
بزرگترین افتخار من اینه که اسمم رو از نام مبارک آقا گرفتن
نوشته شده توسط This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it , روشن 26 دي 1387,ساعت 18:59:30
آقای بالایی  
چرا عصبانی هستی!؟ 
واقعاَ اینقدر دلت برای دین خدا سوخته که اینجوری خونت به جوش اومده؟ خدا رو شکر که دلسوزای دین خدا هنوز هستند. 
اگه منبع و ماَخذ گفته شد باز هم پیغام بذار.
نوشته شده توسط كامران, روشن 15 دي 1387,ساعت 14:06:44
اين ياوه در چه تاريخي رخ داده نام حاكم كي بوده وزيرش چه نام داشته محمد بن عيسي كيست در كدام مستند تاريخي ذكرش به ميان آمده چرا خودتان را با اين اباطيل سر كار گذاشته ايد شما عقل نداريد كه اين ياوه ها را باور ميكنيد مثل گاو سرتان را پايين انداخته ايد و مثل گاو هم تحليل ميكنيد خدا يه عقل به شما بده و يه پولي هم به ما
نوشته شده توسط قاسم, روشن 07 دي 1387,ساعت 15:50:32
اللهم العجل الولیک الفرج
نوشته شده توسط روح اله, روشن 04 دي 1387,ساعت 20:32:18
پدر و مادرم به فدایت یا مولا یا صاحب الزمان

نوشتن نظر
نام:
نظر:

كد:* Code
من اين نظر را دوستانه جهت تماس ارسال ميكنم

Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4.6

 
 
    دكتـريـن سياسـي تشيع :

  اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىُّ لِمَنْ والاكُمْ و عَدُوُّ لِمَنْ عاداكُمْ
در صلحم، با كسي كه با شما در صلح  اسـت ...
در جنگـم، با كسي كـه با شما در جنگ است ...
دوستــم، با كسـي كـه شمـا را دوسـت ‌دارد ...
و ... دشمنـم، با كسـي كــه دشمـن شماسـت

language



 

نظر سنجی

نظرشمادر موردتحريم حج عمره؟
 

تبليغات

ورود اعضا






رمز عبورتان را فراموش كرده ايد؟
هنوز ثبت نام نكرده ايد? فرم ثبت نام

عضویت از طریق پیام کوتاه