اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک
در آستانه ايام فاطميه؛ سايت خبري تحليلي «سلام
شيعه» بدون تذكر قبلي فيلتر گرديد! اين بقية الله؟
| نوشته شده توسط حسین, روشن 25 اسفند 1387,ساعت 10:05:17 برای ارائه پاسخی كامل ومتقن باید به شرایط حاكم اسلامی وچگونگی انتخاب آن درنظرشیعیان واهل سنت اشاره شود،وبایدبررسی كرد كه آیا اصلاً بیعتی كه برای یزیدازمردم گرفته شد،مشروع بوده یا خیر؟وموارددیگر،كه نیازمند بحثی مفصل وطولانی است كه اینجا بنای بنده براختصارومفیدبودن پاسخ است،امیدوارم كه مطالب زیرمفیدواقع شود،واگرسوالی باقی ماند بنده درخدمت شما هستم. قبل ازهرچیزبه چگونگی بیعت گرفتن معاویه برای یزید اشاره می كنم: بیعت گرفتن معاویه برای خلافت یزید،بیش ازهرمسئلۀ دیگری باعث شد بسیاری درمقابل اوبایستندوازاوانتقادكنند،به اعتباراینكه وی ازشیوۀ مسلمانان درگزینش خلیفه ازدوران خلافت ابوبكربیرون رفته بود.{عبدالطیف عبدالشافی؛العالم الاسلامی فی العصرالاموی،ص121}. وقتی معویه تاحدودی شرایط را برای اجرای طرح خود برای گرفتن بیعت برای یزید فراهم دید به عمّال خود دستورداد تا ازمردم برای یزیدبیعت بگیرند.امّا افرادسرشناسی كه بیعت آنها برطبق عقیده اهل سنت- بیعت اهل حل وعقد را برای مشروعیت حاكم لازم می دانند- لازم وضروری بود با این امرمخالف بودند.- جدای ازمخالفتهایی كه مردم مناطق مختلف ابرازكرده بودند-. حدس معاویه این بود كه مشكل عمده،مدینه است.امّا بیعت حجازی ها ضروری بود،زیرا حجازبه مثابۀ مهداسلام بود وصحابه وفرزندانشان درآنجا زندگی می كردند.ازجمله افرادسرشناس ومهم درحجازعبارت بودند از:عبدالله بن عباس،عبدالله بن جعفربن ابی طالب،عبدالله بن زبیر،عبدالله بن عمر،حسین بن علی(ع)،كه به گفته ابن قتیبه،«ازمردم حجازجزاندكی،دیگران دربیعت سستی ورزیدند؛بخصوص بنی هاشم كه هیچ كدام ازآنها بیعت نكرد».{ابن قتیبه،الامامه والسیاسه،ج1ص171}. معاویه برای گرفتن بیعت ازمردم حجاز،بویژه ازبزرگان مدینه ،خودبه مدینه سفركرد.وی قبل ازآمدن به مدینه،نامه های مختلفی همراه با تهدید وتطمیع برای مخالفین با بیعت فرستاده بود.{الامامه والسیاسه،ج1ص178-181}. درجلسه ای كه برگزارشد،عبدالله بن زبیرگفت:«ای معاویه!این خلافت ازآن قریش است.ازخدا بترس این عبدالله بن جعفر،عبدالله بن عباس،من فرزندزبیروحسین فرزندعلی هستند،تو جایگاه ما را می دانی».درادامه عبدالله بن عمرگفت:«این خلافت،هرقلی وكسروی،نیست كه فرزندان ازپدران به ارث ببرند.اگرچنین بود من باید بعدازپدرم قرارمی گرفتم.این خلافت ازآن قریش است،آن هم كسانی كه مسلمانان،آنان را بپذیرند،كسانی كه با تقواترباشند.{الامامه والسیاسه،ج1ص194-196} به نقل ازبرخی منابع،معاویه درهمان مجلس،ضمن خطابه ای تهدید كرد كه اگربیعت نكنند فلان وفلان خواهم كرد.{ابن اعثم،الفتوح،ج4ص236}. معویه وقتی نتوانست درمدینه كاری ازپیش ببرد،به سوی مكه حركت كرد.درآنجا معاویه حیله دیگری بكارگرفت.وی مردم را كه ازشهرهای مختلف برای مراسم حج گردآمده بودند جمع كرد واعلام كرد كه آن چندنفر،درخفا با اوبرسریزیدبیعت كرده اند.گروهی ازشامیان نیزبا شمشیرهای ازنیام بركشیده فریاد زدند كه آنها باید بطورعلنی بیعت كنند،امّا معاویه آنها راساكت كرد.پس ازآن ازمنبرپایین آمد،هدایایی بین مردم تقسیم كرد وراهی شام شد.هرچندپس ازآن آن عده به مردم گفتند كه این امرحیله ای بیش نبوده وآنها بیعت نكرده بودند.{الفتوح،ج4ص248-249}. با توجه به این مطالب مشخصازروی مكروحیله صورت گرفته وافرادی كه نظرآنها برای انعقاد خلافت –بنابه عقیده اهل سنت- با این بیعت مخالفت كردند وبیعت نكرده اند.وبیعت یزیداصلاً مشروعیت نداشته است تا بگوییم مخالفت با آن حرام است. بنابراین به علل ذیل امتناع امام حسین-علیه السلام- ازبیعت با یزید بجا و مشروع بوده است: 1.نفس امتناع از بیعت در صورتی كه توأم با معارضه عملی با حكومت نباشد، خصوصاً اگر بر اساس عقیده به عدم صلاحیت نامزد خلافت باشد، جایز است. بلی، بر طبق مذهب شیعه كه امام بنص پیغمبر(ص) از جانب خدا نصب میشود و یك منصب الهی است، هرگونه امتناعی كه حاكی از عدم تسلیم فرمان خدا باشد جایز نیست. 2.امتناع از بیعت برای كسی كه خود از اهل حل و عقد و مراجع امور مسلمانان باشد جایز است و عدم بیعت او موجب عدم انعقاد اجماع است و بدون بیعت او، خلافت بنابر مذهب اهل سنت هم، غیر شرعی و تحمیل بر مسلمین و سلب آزادی است و سرباز زدن از اوامر او تخلف شرعی شمرده نمیشود. 3.بیعتی كه بر پایه تطمیع و تهدید و ارعاب باشد: لغو، و هركس با آن بیعت انتخاب شود، نمایندة جامعه نیست و معارضه با حكومتی كه در این شرایط تعیین شده، جایز است. پس بنابراین، اگر عمال حكومتی، برای فردی مخاطره ایجاد كنند و بخواهند او را بیجهت فقط به جرم اینكه چرا در بیعت شركت نكرده و به كسی كه نامزد آنها بود رأی نداده، دستگیر و به قتل برسانند، آن فرد حق دارد برای حفظ جان خود بر حكومت خروج نماید و از مردم بخواهد تا او را یاری نمایند. بنابراین، امام و سایر شخصیتهای اسلامی، حق داشتند از بیعت یزید امتناع نمایند و خود را از آلوده شدن به شركت در مظالم او حفظ كنند و كسی هم حق نداشت آنها را مجبور و ملزم به بیعت سازد و دلیل بر آنكه آنها این حق را داشتند، یكی امتناع خود آنها است و دیگر آنكه احدی از مسلمانان آنها را از جهت ترك این بیعت ملامت و نكوهش نكرد، بلكه همگی اصل جواز خودداری از بیعت و بلكه حرمت بیعت با یزید را قبول داشتند. امیدوارم این مطالب مفید واقع شود،هرچند بنده به نظرشیعیان درمورد چگونگی انتخاب حاكم وخلیفه مسلمین،وویژگیهای حاكم اسلامی اشاره نكرده ام.دوست عزیزاگرسوالی داشتید می توانید دركلوب مركزملی پاسخگویی به سوالات دینی مطرح كنید.http://www.cloob.com/clubname/pasokh |
